تنها راهِ پایان دادن به تمامِ اعتیادها
فهرستِ عناوین
اعتیاد و انواع آن
در حقیقت تمامِ افرادِ عادی یا حتّی افرادِ رشد یافته و موفق در سطح جامعه، دچار انواعِ اعتیادها در زندگیِ خود هستند (حتّی اگر به آن آگاه نباشند) و این اعتیادها انرژی و قوای درونیِ انسانها را اطلاف میکنند و در موارد شدید میتوانند آسیبهای زیادی به زندگی برسانند.
اعتیادها انواع زیادی دارند که بسیاری از این اعتیادها پنهان هستند و کسی به آنها شک نمیکند که بگوید من معتاد هستم؛ اما در حقیقت و در عمل اعتیادها حتّی اگر بسیار ضعیف هم باشند، بهطورِ مستقیم در زندگیِ شما تأثیرشان را خواهند گذاشت.
انواع اعتیادهای آشکار
- اعتیاد به شبکههای مجازی (اینستاگرام، تلگرام و …)
- اعتیاد به رسانهها (تلویزیون، اخبار، فیلم و سریال و …)
- اعتیاد به بازیها (کامپیوتر، موبایل یا انواعِ بازیها و سرگرمیها در دسترس)
- اعتیاد به روابط اجتماعی (ارتباط با دوستان و مهمانیها)
- اعتیاد به رابطۀ عشقی و جنسی
- اعتیاد به کار کردن
- اعتیاد به خرید کردن
- اعتیاد به مطالعه کردن
- اعتیاد به خوراکیها (شیرینیجات یا پورخوری)
- اعتیاد به مواد مخدر
- اعتیاد به الکل
- اعتیاد به پورن
- و انواعِ اعتیادهای دیگر
انواع اعتیادهای پنهان
- اعتیاد به فکر کردن
- اعتیاد به نگرشها و باورهای مختلف
- اعتیاد به انواع احساسات
- و …
اگر میخواهید فردی آزاد و متمرکز باشید، باید به هرگونه اعتیادی در زندگیِ خود پایان دهید و در ادامۀ این مقاله با ریشۀ هر نوع اعتیادی آشنا خواهید شد.
علّت و ریشۀ اعتیادها
افرادِ زیادی وجود دارند که درگیرِ اعتیادهای شدید مانند مواد مخدر یا پورن هستند و شاید تلاشهای زیادی برای ترکِ اعتیادشان کرده باشند اما در نهایت موفق نشده باشند و علّتِ اصلی این است که آنها با ریشۀ اعتیادها آشنا نیستند.
ریشۀ اعتیادها چیست و چرا اعتیاد در انسان بوجود میآید؟
علّتِ اصلی و ریشۀ هر نوع اعتیادی این است که شما در تنهایی (و با درونتان) ارتباطِ خوبی ندارید.
شما در حالِ حاضر میتوانید چشمانتان را ببندید و فضای درونیِ خود را تجربه کنید، در این حالت ممکن است احساسات و افکاری پر از آشوب و استرس را تجربه کنید، اما به هر حال در هر شرایطی که باشید، این حالت، فضای درونیِ شما را به شما نمایش میدهد.
در حقیقت افرادی که دچارِ اعتیادها میشوند، در درونشان بخشها و مشکلاتِ حل نشدهای وجود دارد که آرامش را از آنها گرفته است.
اگر شما به هر دلیلی با تنهایی و با خودتان راحت نباشید و با آرامشی که در درونتان وجود دارد اُنس نگرفته باشید، بهطورِ آگاهانه یا ناخودآگاه به انواعِ اعتیادها پناه میبرید و با استفاده از چیزهای مختلف از خودتان و درونتان فرار میکنید.
اگر در زمانهایی که یک اعتیاد (مثلاً سیگار کشیدن) در وجودتان آغاز میشود، دقت کنید و هوشیار باشید متوجه میشوید که شما از احساسی که در درونتان وجود دارد راضی نیستید (چه خوب و چه بد) و میخواهید به هیجان و سطحی بالاتر از حسی که در درون دارید منتقل شوید و در حقیقت این نشان دهندۀ این است که اعتیادها در اصل به این علّت در وجودتان شکل گرفتهاند که شما با خودتان راحت نیستید.
اعتیادها دائماً در کیمنِ افرادی هستند که با فضای درونیِ خودشان راحت نیستند و از آن فاصله گرفتهاند و در هر لحظه که شما از فضای درونتان غافل باشید، ممکن است که به سوی هر نوع اعتیادی گام بردارید.
و در نهایت اگر از هر راه حلّی برای پایان دادن به اعتیادها استفاده کرده باشید، ولی به این اصلِ بنیادی توجه نکرده باشید، مطمئن باشید اعتیادها تا آخرین لحظۀ زندگیتان همراه شما خواهند آمد و تنها مرگتان میتواند به آنها پایان ببخشد.
پایان بخشیدن به اعتیادها
تا اینجا فهمیدید که علّت و ریشۀ اعتیادها این است که فردی با فضای درونیاش راحت نیست و با آرامشِ درونی اُنس نگرفته است.
برای حل کردنِ این مشکل شما باید به تمارینِ منظمِ مراقبه یا همان مدیتیشن بپردازید و با یکجا نشستن و هیچکاری نکردن راحت باشید.
مدیتیشن به صورتِ خیلی ساده به این معناست که شما در جایی نشسته و هیچ کاری انجام ندهید و به افکار و احساساتِ درونتان ناظر شوید و این کار برای بسیاری از افراد کارِ دشوار و سختی است.
اگر فردی دچارِ اعتیادهای مختلفی باشد، انجام دادنِ مدیتیشن برایش کارِ سخت و دشواری خواهد بود و نخواهد توانست ساعتها یکجا نشسته و هیچ کاری انجام ندهد و حتّی برای افرادی انجام دادنِ مدیتیشن برای دقایقی هم نشدنی است.
شاید در زمانِ انجامِ دادنِ مدیتیشن، افکاری مانندِ (من در حالِ وقت تلف کردن هستم، این کار ارزشی ندارد و …) شما را از ادامه دادنِ مدیتیشن باز دارد که در اینصورت شما باید تحقیق و مطالعاتتان را در زمینۀ مدیتیشن و هدف و مزایای آن افزایش دهید تا بتوانید در انجامِ مدیتیشن دوام بیاورید.
شما در حقیقت با انجام دادنِ مدیتیشن در حالِ ایجاد کردنِ آرامش و احساساتِ خوب در وجودتان هستید و افرادی که با هیچ کار نکردن غریبه هستند تصوّرشان اینطور میباشد که برای اینکه حس و حالِ آدم خوب باشد، باید اتفاقی در بیرونِ وجودشان رخ بدهد و کاری انجام شود که احساسِ خوبی بوجود آید، غافل از اینکه هر فردی به تنهایی و در هر شرایطِ سختی میتواند آرامش و حسِّ خوب را با اُنس گرفتن با درونش تجربه کند.
اگر فردی به صورتِ منظم به مراقبه و مدیتیشن بپردازد، به تنهایی و در درونِ وجودش احساس کامل بودن و بینیازی را تجربه خواهد کرد که در این حالت اعتیادها و شرایطِ بیرونی به سختی میتوانند توجه و نظر آن فرد را به خودشان جلب کنند.

